رادیو کازرون ( 2 )

به نام خدا

                                             رادیو کازرون (2)


سر کتل پای کتل، پای کتل، هفتاد سواره، هفتاد سواره!

این صدای رادیو کازرون است، صدای شهرستان است، صدای ایناست، صدای اوناست،، صدای من است، صدای شماست، صدای شما مردم خوب کازرون، صدایی که فقط به گوش شما مردم کازرون می رسد و هیچ کس این صدا را نمی شنود! یعنی خودتان و خودتان، ولا غیر!!!

برنوف برنو، برنو، حرکت اول باز از نو...!

ابن جا صدای رادیو کازرون است که به یاد صدای تیر تفنگ های برنو مبارزان جنوب با پرچم داری ناصر دیوان کازرونی بر علیه دشمن متجاوز به مرزهای این دیار به صدا درآمده است، بله این جا کازرون است شهر دلاورمردانی که انگلیسی های متجاوز را به خاک نشاندند، شهر انقلابیونی که اندام رژیم طاغوت را به لرزه انداختند، شهر دلاوران جانبازان و ابثارگران و 1100شهید که هشت سال حماسه آفریدند و شهر مردم فهیم و با شرف و صبوری که می خواهند صدای شان را به گوش مسؤولان شهرستان و مقامات عالی رتبه ی کشور برسانند و بگویند که لایق بهترین ها هستند! این صدای مردم کازرون است، صدای رادیو کازرون!

دینگ، دینگ، دینگ! ساعت ده بامداد به وقت شهرستان، این جا کازرون است، صدای رادیو کازرون! عزیزان شنونده در این ساعت اخبار شهرستان کازرون به سمع تان خواهد رسید.

با حضور استاندار در شهرستان و با توجه به شایعه ای که مدت هاست در محافل رسمی و غیر رسمی شهرستان مبنی بر تغییر یا تعویض فرماندار به گوش می رسد تعدادی از شهروندان محترم که بعضاً از گوشه و کنار شهرستان بودند نیز در حرکتی که خود جوش نبود بلکه از قبل طراحی شده بود خواستار آمدن فرمانداری معتدل و میانه رو و با اعتدال شدند و یادآوری نمودند که فرماندار جدید بایستی حتماً مورد تأیید این شهروندان باشد و این درخواست پس از اقامه ی نماز مغرب و عشاء در مسجد ملابرات به گوش استاندار محترم استان رسید! قبول باشه! التماس دعا!

به گزارش خبرنگار ما رد پای چند کبک در قفس که احتمالاً از اطراف و اکناف همین شهرستان به تور صیادان غیر مجاز افتاده بود در میدان شهدا دیده شده است با این تفاوت که این کبک ها مثل بعضی از انسان ها سرشان را زیر برف نکرده بودند بلکه این آواز را زمزمه می کردند که: قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید!

شنوندگان عزیز به خبری که همیشه به دست من می رسد توجه فرمایید! همه ساله با نزدیک شدن به ایام آخر سال قدیم و با توجه به آغاز سال جدید و این که پیشاپیش عیدتان مبارک باشد از طرف اداره ی مربوطه و برای زیبا سازی شهر درختان کنار خیابان ها را هرس می کنند و شاخ و برگ های اضافی آن ها که از ترس بریده شدن خود را در لابلای سیم برق ها پنهان کرده اند از بیخ و بن می برند و بر زمین می اندازند!

همکارم ورزش دوست اخبار ورزشی را به سمع تان خواهد رساند.

- با سلام و آرزوی سلامتی و ورزشکاری برای شما شهروندان محترم کازرونی، تیم هندبال شهرستان در کمال ناباوری و به دلیل عدم حمایت مسؤولان شهرستان به دسته ی پایین تر از دسته ی پایین سقوط کرد!
تنها زمین چمن فوتبال شهرستان هنوز سبز است و اداره ی ورزش و جوانان شهرستان هم هنوز با مدیری غیر بومی و با سرپرستی اداره می شود! گل! عجب گلی وارد دروازه ی ما شد! یعنی خوب گلی به سرمون زدند! گل، گل، گل! در کمال تأسف تیم های ورزشی خواهران در رشته های مختلف با وجود لیاقت و شایستگی و به دلیل کمبود یا عدم بودجه هم چنان آرزو دارند که به مسابقات استانی اعزام بشوند!
با امید به بازگشتن به روزهای اوج ورزش شهرستان در همه ی رشته های توپی و میدانی و انفرادی و دسته جمعی و با آرزوی سلامتی برای خبرنگاران ورزشی شهرستان که سهم به سزایی در معرفی ورزشکاران و مربیان و سرپرستان و پیشکسوتان ورزشی شهرستان را داشته اند اخبار ورزشی را به پایان می برم، ورزشکار بمانید و در این راه به کمربند زردو بنفش و مشکی البته با اخلاق ورزشی برسید!

شنوندگان عزیز رادیو صدای کازرون با ما باشد با اخبار هواشناسی که توسط همکارم آقای هوا ابری به سمع تان خواهد رسید!

- با سلام و با آرزوی روزهای بارانی برای شهرستان و با توجه به پیش بینی های سایت هواشناسی شهرستان،  دمای هوا خیلی سرد شده است به حدی که بازار فروش شلغم برای گرما بخشیدن به خانه غوغا می کند و هم شهریان عزیز با واریز شدن یارانه ی ماهیانه به حساب شان یدون این که وقفه ای در این واریزی به وجود بیاید و این که خدای نکرده دولت پشیمان بشود و واریزی را باز پرداخت کند شاهد صف های طولانی در جلو باجه های خودپرداز بانک ها در سرتاسر شهرستان هستیم که هر چه سریع تر بتوانند برای خرید شلغم اقدام کنند!

و به عرض شما هم شهریان محترم می رسانم که آسمان شهر صاف و گاهی اوقات ابری همراه با غبار دو رویی و دو رنگی و دروغ است که احتمال بارندگی نیز پیش بینی می شود  اما بالاخره آفتاب از پشت ابر بیرون می آید و این شعر را می خواند: تا سیه روز شود آن که درو غش باشد و همراه با تابش ادامه می دهد که زمستان می رود و رو سیاهی به زغال می ماند! و آنان که در این گرد و غبار و هوای آلوده و آب گل آلود می خواهند ماهی بگیرند و حق را ناحق می کنند و تلاش و پی گیری و خدمت رسانی کسانی را به ناحق زیر سؤال می برند و به دلیل خصومت و حسادت و تنگ نظری اجر خادمان این مردم را ضایع می کنند باید یادشان باشد که خداوند شاهد و ناظر اعمال همه است و در بادهای زمستانی هیچ برگی بدون اراده ی خداوند از هیچ شاخی جدا نمی شود و  بهار در راه است که می تواند حال و هوای شهرستان را دگرگون کند!

شنوندگان محترم رادیو کازرون قسمت پایانی اخبار بامدادی گزارش زنده ی ضبط شده ی دیروز است که خبرنگار ما از سطح شهر با شما شهروندان عزیز به گفتگو نشسته، شما را دعوت می کنم به شنیدن این گزارش!

- سلام و ما منتظر گزارش شما همکار محترم گزارشگر هستیم!

من هم خدمت شما هم کار محترم در پخش شبکه رادیو صدای کازرون سلام عرض می کنم، با درود خدمت شما شنوندگان عزیز، بنده خبرنگار رادیو صدای کازرون هستم که با تعدادی از شهروندان کازرونی گفت و گویی را راجع به افتتاح رادیو صدای کازرون و تأثیر این رسانه بر شهرستان و بر مسؤلان و بر مردم و بر خودم و بر شما و بر فرهنگ این خاک و دیار داشته ام!

- سلام، خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که بچه ی کدام محله اید و نظرتان راجع به رادیو صدای خودتان یعنی رادیو کازرون چیه؟ و چه درخواستی از گردانندگان این رادیو و مسؤولان شهرستان دارید؟

- سلام، کازرونی زاده پور فرد اصل هستم و بچه ی همین محله ام و از این که می بینم در شهرستان ما ایستگاه رادیویی راه افتاده بسیار خوشحالم و از کسانی که در ساخت و افتتاح این رادیو که امیدوارم چینی نباشد همت کردند کمال تشکر و قدردانی را دارم و از این که می تونیم صدای خودمون را از طریق این رادیو به گوش مسؤولان امر برسونیم جای خوشحالیست و به مسؤولان محترم شهرستان می گیم که کو گوش شنوا؟! و درخواست من از گردانندگان رادیو و نویسندگان برنامه اینه که به برخی از نویسندگان محترم نشریه های شهرستان بگین که رعایت ادب و احترام را به همه ی اقشار و عقیده ها و مخاطبان خودشان داشته باشن و سعی کنن که در نوشته هاشون نزاکت را رعایت کنند و هرگز به کسی بی احترامی و توهین نکنند و با استهزاء و کلمات سخیف و ادبیات هجو رقیب یا برخی از اشخاص را مورد تمسخر قرار ندهند! چون ما همه بچه های همین شهرستان هستیم و با هم چشم در چشم هستیم و باید وحدت و انسجام خودمون را حفظ کنیم و نباید هم دیگه را تخریب کنیم!

- با تشکر از شما هم شهری گرامی که به نکته ی خوبی اشاره فرمودید و ای کاش بعضی ها با دیدن یا شنیدن بعضی اتفاقات در شهرستان یک دفعه جو گیر نمی شدند که بخواهند دست به قلم بشوند!

- از شما سپاسگزارم، با شما هستیم و داریم صدای شما مردم خوب شهرستان کازرون را با این رادیو به آن طرف کوه قاف و آن طرف مرز های شهرستان می رسانیم و چیزی نمانده که مسؤولان شهرستان هم  برای پیشرفت و آبادانی شهرستان تلاش مضاعف کنند تا کمبودها و نارسایی ها و مشکلات روز به روز کمتر بشود!

 پس با ما باشید، و هم چنان منتظر پیشنهادات و انتقادات شما مردم خوب شهرستان هستیم! تا برنامه ی بعد! خلاص!!

رادیو کازرون ( 1 )

به نام خدا

                                             رادیو کازرون (1)


همیشه آرزو داشتم و هنوز هم آرزومندم و از قدیم گفتن که آرزو بر جوانان عیب نیست و البته چهل سال پیش جوون بودم و دلم می خواست و می خواد که کازرون با بقیه ی نقاط کشور به دلایل خاصی که می دونیم فرق داشته باشه یعنی این پتانسیل در وجود این شهرستان هست که در امورات اقتصادی از جمله صنعت کشاورزی و باغ داری و پرورش گل و گیاه های دارویی و مرغ و دام پروری و صنایع غذایی و فراورده های نفتی و خیلی از داشته ها به دست آوردهایی برسیم و حیف که آرزو به دل ماندیم و داریم می میریم و کسی هم نیست که بگه صبر کن نمیر و ببین و بعد بمیر!
سلام ما را از پایتخت ساسانیان و در کنار دریاچه ی پریشان و در نسیم نرگس زار و نخلستان های سر به فلک کشیده و رایحه ی بهار نارنج پذیرا باشید!  این صدای رادیو کازرون است!
 شما شنوندگان عزیز رادیو صدای کازرون هستید که از امروز امواج ما را بر روی فرکانس جدید شهرستان! دریافت می کنید، من مجری برنامه  هستم و به همراه همکار محترمم در خدمت شما آرزو به دل های ایستگاه رادیویی کازرون هستیم و خواهشمندیم که تا پایان برنامه موج رادیو ی خود را تغییر ندهید تا طی این برنامه با شما باشیم و بتوانیم ساعات خوبی را در کنار شما هم شهریان عزیز کازرونی تلف کنیم، یعنی به سر کنیم!
بله، همان طور که همکار عزیزم فرمودند، رادیو صدای کازرون بسیار مفتخر و خوشحاله که به این وسیله توانسته با شما هم شهریان عزیز کازرونی ارتباط برقرار کنه و نظر شما شنوندگان محترم را به این نکته جلب می کنیم که رادیو صدای کازرون همواره سعی نموده که به صورت زنده با شما هم شهریان فهیم ارتباط برقرار کنه که به شما این مژده را می دیم چون امروز خبرنگار ما در سطح شهر با برنامه ی "میکروفن از ما انتقاد از شما " به صورت زنده نقطه نظرات شما مردم خوب شهرستان کازرون را به مسؤولان و مخاطبان شهرستان انتقال خواهد داد!
از اطاق کنترل به بنده اشاره می کنن که تا آماده شدن ارتباط خبرنگار ما از سطح شهر، شما را به شنیدن یک آهنگ با گویش محلی دعوت کنیم! دوستت دارم یار کازرونی ...!
شنوندگان عزیز رادیو صدای کازرون که برنامه رادیویی خودتون را از فرکانس های جدید دارین گوش می دین امروز در خدمت یکی از مسؤولان شهرستان هستیم و از شما تقاضا داریم که با پیش شماره های  224 و 223 و 222 و 221 با ما در تماس باشین و سؤال های خودتون را از این مسؤول محترم بپرسین وباز به شما تذکر می دیم که به دلیل قطع شدن تلفن های همراه در سطح شهرستان فقط با تلفن های ثابت با ما در تماس باشید !
شنوندگان محترم برنامه رادیویی صدای کازرون، امیدواریم که هنوز با ما باشید و دست به موج رادیو نزده باشید! با توجه به این که مدت زیادی از افتتاح برنامه رادیویی صدای کازرون نمی گذره و این آرزو به دل شما مردم خوب نمانده یا مانده! همواره آماده ایم تا از ارایه ی نظرات شما برای راه های پیشرفت شهرستان و هر چه بهتر شدن برنامه استفاده ببریم و این مهم عملی نیست مگر این که شما ما را یاری بدید! پس با رادیوی خودتون یعنی رادیو کازرون تماس بگیرید!
- الو؟ رادیو صدای کازرون؟
- بله بفرمایید!
- سلام!
- سلام، شما روی خط هستید و بفرمایید!
- با سلام خدمت شما مجری محترم و مهمان عزیز تون که از مسؤولان محترم شهرستانه، خواهشمندم ایشون بفرماین که از کدام مسؤولان هستند؟ یعنی جزو کدام یک از مسؤولان شهرستانه؟!
- با تشکر از شما شنونده عزیز و محترم برنامه ی "صدای کازرون با مسؤلان" و از سؤال بسیار خوب و به جای شما، از مسؤول محترم شهرستان خواهشمندم که پاسخ بفرمایید!
 با سلام خدمت شما و هم کاران محترم تون و تشکر از این که بنده را به این برنامه دعوت نمودید و با درود به این شهروند محترم و  این سؤال بسیار خوب شون و با سلام به همه ی هم شهریان عزیز برنامه رادیو صدای کازرون باید به عرض شما  برسانم که من از اون مسؤولانی که مد نظر این شنونده عزیز است نیستم و باید عرض کنم که از اون مسؤولانی هم که مد نظر خیلی از هم شهریان محترم کازرونی هست هم نیستم بلکه من از اون مسؤولانی هستم که معمولاً باید باشه! یعنی چه طوری خدمت تون عرض کنم، من مسؤولی هستم که احساس مسؤولیت بر دوشم سنگینی می کند و بارهای بار خواسته ام شانه از زیر بار این مسؤولیت سنگین خالی کنم اما به دلایل خاص که مهمترین آن قحط الرجال بودن بوده! نتوانستم مسؤولیتی را که به بنده واگذار شده به دیگری واگذار کنم و ناچاراً مجبور به ادامه ی مسؤولیتم در مسؤولیتی که به عهده ام گذاشته اند هستم! و امیدوارم که هر چه سریع تر کسی پیدا بشود تا روند انتقال قدرت یا انتقال میز و صندلی را به مرحله ی اجرا بگذارم،
- با تشکر از شنونده ی عزیز برنامه و امیدوارم که پاسخ خودشون را گرفته باشن و با تشکر از شما مسؤول محترم شهرستان که قدم رنجه فرمودید و به برنامه ی خودتون اومدید و امیدواریم که در برنامه های بعدی هم کماکان در خدمت شما باشیم و همیشه با این نمونه پاسخ های دهن پرکن در مسیر ارضای افکار عمومی حرکت کنین! با شما خداحافظی می کنیم که سریع تر به پشت میزتون برگردین و در خدمت مردم شریف شهرستان باشین و خدمات رسانی را دنبال کنین، تا دیدار بعدی شما را به دفتر ریاست تان راهنمایی می کنیم!
- شنوندگان عزیز همان طور که خبر دارید بسیاری از پست های مسؤولیتی شهرستان قرن هاست که با سرپرستی اداره می شود! و هم چنان با برنامه ی رادیو صدای کازرون در خدمت شما هستیم و هنوز ارتباط ما با خبرنگارمان در سطح شهر برقرار نشده و با پوزش از شما امیدوارم که هر چه زودتر این ارتباط برقرار بشود تا بتوانیم نقطه نظرات و انتقادات و راه کار های شما را به گوش مسؤولان محترم شهرستان برسانیم!
جاذبه های گردشگری شهرستان کازرون نام برنامه ی بعدی ماست که توسط همکار عزیز بنده و مجری توانای رادیو کازرون که معرف حضورتان است به سمع تان خواهد رسید اما الآن به من خبر دادند که شنونده ی محترمی پشت خط تلفن هستند و با برنامه ی خودشان و خودتان ارتباط برقرار کردند!
بله دوست عزیز شما با برنامه ی رادیو صدای کازرون تماس گرفتید، بفرمایید در خدمت شما شهروند عزیز کازرونی هستیم!
سلام!
- سلام و بفرمایید!
رادیو صدای کازرون؟! بله بفرمایید شما روی آنتن هستید و صداتون از رادیو صدای کازرون به گوش همه ی مردم شهرستان کازرون می رسه و این فرکانس در سرتاسر شهرستان از تنگ ابوالحیات گرفته تا تنگ ارم و از تنگ تیکاب گرفته تا تنگ چوگان و از دشت برم گرفته تا سد نرگسی و کازرونی های عزیز ساکن سرتاسر ایران از تهران تا جره و بالاده و از سیستان و بلوچستان تا چنارشاهیجان و از خراسان تا کهمره و نودان و از کرمانشاه تا خشت و کنارتخته و دیگر کازرونی های مقیم سراسر دنیا از اسپانیا گرفته تا اسلام آباد و از سویس گرفته سیف آباد و از گرجستان گرفته تا مهرنجان و از گینه گرفته تا پل آبگینه و از آرژانتین تا دادین و از پاریس تا دریس و از کانادا گرفته تا پپسی کولا، ببخشید تا محله ی بالا! این برنامه را بر روی موج های مختلف می شنوند! بله دوست عزیز در خدمت شما هستیم و لطفاً سؤال تان را بپرسید؟ دوست عزیز با شما هستم بفرمایید! انگار ارتباط ما با این شنونده محترم قطع شد، نظر شما شنوندگان عزیز برنامه را به شنیدن آهنگی زیبا جلب می کنیم! دوستت دارم یار کازرونی ...!!!
الو؟
- بله بفرمایید!
- الو می این جُ رادیو کازرون نی؟!
- بله دوست عزیز شما با برنامه ی خودتان رادیو کازرون تماس گرفتید، لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید!
مُ مُنُم، وا سؤالُم ای یَن که اَی ای جور که می گین این جُ رادیو کازرونن، نب سیچه شما همش تهرونی حرف می زنین، وا سیچه وا لهجه ی کازرنی گپ نم زنین؟!
- البته ما برنامه هایی هم با گویش محلی و لهجه ی شیرین کازرونی داریم که به زودی به سمع تان خواهد رسید!
- سمع تان کی یَن دیگه؟ مُخ اسمم سیت گفتم!
- بله دوست عزیز از شما به خاطر تماس تون سپاسگذاریم و باید عرض کنم که هنوز ارتباط ما با خبرنگارمون در سطح شهر برقرار نشده و تا شما یک آهنگ را می شنوین بلافاصله با اتصال این ارتباط با شما خواهیم بود!
دوستت دارم یار کازرونی...!!! تا برنامه بعدی! خلاص!! 

وصله!!!

به نام خدا
                                                      وصله!!!
شصت سال  و اندی از عمرمون یا سن مون یا زندگی مون می گذره اما هنوز که هنوزه نفهمیدیم که مطلب یا مقاله یا دست نوشته نوشتن و چاپ کردن توی روزنامه و نشریه و ثبت کردن توی سایت های خبری خوبه یا بده؟! مفیده یا مضره؟!
نه این که بلا به نسیت شما نفهم باشیما، اما یه اتفاق هایی افتاده یا یه مسایلی رخ داده که موجب شده گیج بشیم، یعنی متوجه نشیم، یعنی با این همه سن و سال و این همه تجربه و آن همه سرد و گرم روزگار چشیدن نفهمیم که چه کار باید بکنیم و چه کارنباید بکنیم و چه کار باید کرد؟! و چه جوری باید نوشت، یا چه جوری نباید نوشت!
بنویسیم؟ ننویسیم؟ اگه نوشتیم چاپش بکنیم؟ اگه چاپش کردیم کسی ناراحت نمی شه؟ اگه ننویسیم پس چه کار کنیم؟! برای خودمون بگردیم؟ برقصیم؟ با چه سازی؟ گوشه نشینی و عزلت نشینی را انتخاب کنیم؟ دور مواد مخدر بریم و معتاد بشیم؟! یه جایی خودمون را گم کنیم؟! مثل اونایی که نمی نویسن ننویسیم؟ و اگه می نویسن برای خودشون مثل خاطرات می نویسن و چاپش نمی کنن باشیم؟! اصلاً ما را چه کار به نوشتن؟! یعنی می فرمایید که قیافه ی ما به مطلب نوشتن نمی خوره؟! یه وقت بد برداشت نشه که اگه کسی ننویسه معتاد می شه، مزاح کردم!
از شما خوانندگان عزیز خواهش می کنم پاراگراف زیر را که دارین مطالعه می فرمایید با این روش بخونین که انگار دارین کسی را صدا می زنین!
عسل، شیرینی، شکر پنیر، حلوا مسقطی، رطب، کارخونه ی قند ممسنی! با نمک، با مزه، راحت الحلقوم، همه چیز دان، همه دان، کازرونی، ما هم مثل خیلی ها که دست به قلم هستن دست به قلم هستیم با این تفاوت که ما قلم نداریم و با کیبورد بر صفحه ی رایانه یا همون کامپیوتر می نویسیم و خیلی ها هم می دونن که چیز بدی نمی نویسیم چون اولاً ادب و معرفتش داریم که بی حساب نگیم و بی ربط ننویسیم و بد ننگاریم و چرند نگیم چون شرف مون در گروه خط خط مطالبی است که می نویسیم! و دوماً جرأت سرمون چندتاست که نشر اکاذیب کنیم یا افترا بزنیم یا توهین کنیم که مشمول ماده 698 قانون مجازات اسلامی بشیم؟!
قربون اون مرام و معرفت و شخصیت شما برم و فدای اون قیافه ات یا قیاف تون بشم، فکر نکنین که ما از صبح تا شب بیکار هستیم و مطلب می نویسیم و هی به این و اون می پریم، نه، به خدا خیلی هم گرفتاریم و خیلی هم کار داریم و از طلوع پنجه ی آفتاب  تا پاسی از شب برای در آوردن یه لقمه نون حلال برای زن و بچه، بلا به نسبت شما مثل خر سگ دو می زنیم! اما یه مرضی توی جون مون افتاده که نمی تونیم ناهماهنگی و بی انظباطی و سهل انگاری و بی تفاوتی و ناهنجاری یا بد هنجاری و بد فرهنگی و تخریب و عقب افتادگی و ناموزونی و بد یا کج سلیقه ای  را در این اجتماعی و در این شهرستان ببینیم و برامون هم شهرام و بهرام هم نداره و تذکر مون را می دیم یا انتقادمون را می کنیم و در کمال ادب و با احترام کامل نیش زیون هم می زنیم! ولی دلیلی نمی شه که کسی بخواد از ما ناراحت و دلگیربشه بلکه باید به پند و اندرز و انتقاد ما که البته و صد البته دل سوزانه و برادرانه است گوش جان فرا بدن و در صورت امکان در رفتار و کردار خود تجدید نظر کنن و الا مگه ما چند یک ولاتیم؟!
این مرضی که توی جون ما افتاده باعث می شه که به فضای سبز و محیط زیست و منابع طبیعی و کوه و کندال و دریاچه و حیوانات و جانوران و ورزش و ورزشکاران و هر چیزی که مایه ی عزت و آبروی این شهرستانه از جمله رسانه های خبری و نشریه ها و خبرنگاران و روزنامه داران و روزنامه نگاران و رجال و بزرگان و شهیدان و فرهیختگان و نام آوران همه ی عرصه های ادبی، مذهبی، فرهنگی، تاریخی و ورزشی و غیره باشه... علاقه داشته باشیم و با یه دید دیگه ای به اونا نگاه کنیم و به زبونی دیگه عاشقیم و دل سوخته که در صورت آسیب دیدن شون یا بی احترامی شدن شون ناراحت و از خود بی خود می شیم و چون کاری از دست مون بر نمی یاد دست به کیبور می شیم و می نویسیم! و توقع داریم که در این مهم یاری بشیم و دلگرم باشیم و باهامون هم کاری و هم یاری و هم فکری و هم پنداری و هم نظری بشه!
نتیجه: پس شما هم بیاین و ما را درک کنین و بهمون کمک کنین و راهنمایی مون کنین و اگه اشتباه کردیم نصیحت مون کنین نه جریمه مون! به خدا ما آدم های بی عرضه و بی کار و بی عار و عقده ای و جاه طلب و مقام دوست و شهرت طلب نیستیم بلکه عاشقیم! حالا شما اسمش را بذار دیوانه یا مجنون! اما ما دوست شما هستیم و خیر شما را می خوایم و الا خیلی چیزا از خیلی یا می دونیم که اگه رو کنیم و به زبون بیاریم پایه های صدارت یا ریاست یا مدیریت شون متزلزل می شه، یعنی می لرزه، یعنی عزل می شه! لذا بدون ناراحتی و بدون نگرانی نوشته جات ما را بخونین و در آن تفکر کنین و در صورت این که کلمات یا جملاتی را در آن یافتین که شامل خودتان می شه در جهت تصحیح رفتارتان کوشا باشین و اگه به خودتان شک نیستین به زندگی تان برسین و با اخم و تَخم به ما نگاه نکنین که ما نگاه ها را خوب می فهمیم و منتظر مدح و ثنا و مجیزه گویی از طرف ما برای خودتان نباشین که در ذات مون نیست! اما اونایی که روح بلند دارن و دید شون وسیعه و دل سوخته ی شهرستان هستند و برای این دیار و برای سربلندی کازرون در هر رسته و هر رشته و هر کسوت و هر رده و هر نوع خدمت رسانی کوشا هستن و فرقی هم نمی کنه که کازرونی باشن یا غیر و کازرونی الاصل مقیم دیگر شهرهای ایران باشن یا غیر! بومی باشن یا غیر! بر خود وظیفه می دونیم که تعریف کنیم و تمجید و تشویق و دست مریزاد بگیم! پس  خدا را در نظر داشته باشین و وصله به ما نچسبانین که به ما نمی چسبه! خلاص!!

لقمانی

به نام خدا

                                                       لقمانی

این ساعت روح مادرم شاد و خدا رحمت کنه تمام رفتگان شما مردم خوب کازرون که انصافاً کمتر انسان هایی را می توان مانند شما یافت که خیلی با معرفت و با وفا و با غیرت هستین، و بیشتر اوقات آدم به کازرونی بودن خودش افتخار می کنه و به خودش می باله که زاده ی این قسمت از خاک ایران عزیزه!

آدم وقتی در بعضی از مراسم یا مناسبت ها در بین این مردم با وفا و با صفا قرار می گیره احساس غرور بهش دست می ده، بین مردم همین کوچه و خیابون و همین محله ها، مردمی که فقیر و غنی و دارا و ندارشون در این مناسبت ها با هم فرق ندارن! مردمی که رئیس و کارمند و کارگر و کارفرما در کنار هم و بدون احساس و اهمیت جایگاه و رده های شغلی شون یک جا و برای احترام به یک شخص یا یک خانواده جمع می شن، مخصوصاً در این بین چهره ها و شخصیت هایی حضور دارن که همگی در پست و منصبی که دارن به نوعی از نخبگان شهرستان هستن، عجب مردمی داریم که باید گفت قربون مرام و معرفت شون!

حالا همین مردم خدا نکنه که یکی از هم شهریان شون را از دست بدن که دور از جون شون انگار یکی از خانواده ی خودشون فوت کرده از بس که با مرام و از بس که مردم دار و هم یار و غم خوار هم هستن!

همین چهل روز پبش بود که یکی از انسان های خوب، یکی از آموزگاران، یکی از معلمین، یکی از سادات، یک فرد از جمع یک با اصالت ترین خانواده ی کازرونی چشم از دنیا بر دوخت و به دیار باقی شتافت، شخصی که از شنیدن مرگش همه بهت زده شدیم، نه این که آغوی لقمانی! نباید می مرد و نباید فوت می کرد! به خاطر این که بعضی از افراد حیفه که زود بمیرن، و حیفه که از بین ما به این زودی برن چون یه جورایی با بقیه فرق دارن! و به خاطر مردم داری شون مردم هم دوست شون دارن و مردم به خانواده شون علاقه دارن و وقتی که دار فانی را وداع می گن مردم خیلی ناراحت و افسرده خاطر می شن که اونا را از دست دادن خصوصاً اگه اون فرد از سادات باشه چون این مردم به این خانواده ها علاقه دارن و علاقه شون از روی ارادتیه که به خاندان پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار دارن! علاقه ای که به مادر این آدما یعنی جضرت فاطمه ی زهرا (س) دارن، علاقه ای که به سالار و سید شهیدان کربلا امام حسین (ع ) دارن! و این مرحوم در این اربیعن حسینی به زیارت جدش شتافت!

افراد این خانواده ها وقتی وارد یه جمع می شن مردم به احترام شون از جا بلند می شن، زن و مرد هم نداره چون سیده شون هم مثل سیدشون سرور و بزرگن ! وقتی می خوان وارد یه جایی بشن یا از یه جایی بیرون بیان مردم می ایستن تا اینا اول وارد یا خارج بشن، توی زورخانه ها زنگ ها برای اینا به صدا در می یاد، توی گود ورزش ابتدا اینا باید میدان دار باشن! مردم قسم راست شون به سر جد این افراده که قربون جدشون برم! مردم توی مجالس با اجازه ی این سادات صحبت شون را شروع می کنن، توی جبهه ها این آدم ها حرف شون حرف و عمل شون مورد تأیید همه بود و مردم به احترام این انسان هاست که در کوچه و بازار دست به سینه می ایستن!

آغوی  لقمانی از بین ما رفت ولی مردم شهرستان کازرون به احترام خانواده اش براش سنگ تموم گذاشتن و در تشییع جنازه ی این زنده یاد با خانوادش هم دردی و هم یاری و در کفن و دفنش مساعدت و همکاری کردن و با حزن و اندوه غمگین شدن و اشک ناراحتی به گوشه ی چشم شون اومد و در مجلس سوم و هفته ی اون زنده یاد با شور و حرارت وصف ناپذیر و از صمیم قلب به خانواده اش تسلیت گفتن! اون روز حزن انگیز سید محمد نوربخش موج می زد از مردمی که از همه ی محله ها و شهر ها و بخش ها و روستاهای اطراف برای مراسم تشییع جنازه و عرض تسلیت با این خانواده ی داغدار اومده بودن، خدا نکنه که کسی یا خانواده ای عزیزش را از دست بده مخصوصاً بزرگتری که یه پدر خوب و یه برادر بزرگ و یه همسر مهربون بوده خیلی تأسف برانگیزه، و یه شهری از فوت آن مرحوم ناراحت شدن، کسی که بزرگ محله است! کسی که بزرگ فامیله! کسی که معلم بوده، معلم من و برادرم و همسرم و فک و فامیلم و مطمئناً معلم خیلی از شما هم شهریان عزیز بوده، کسی که ما شاگرد کلاسش بودیم و چیزی جز خوبی و اصالت و بزرگ منشی ازش ندیده بودیم!

این سید جلیل القدر از خانواده ی بزرگ لقمانی و طبیبی و دیگر سادات بزرگ شهرستان بود که همه ی ما در سوگش به غم نشستیم، روحش شاد چه بی سر و صدا جان را به جان آفرین تسلیم کرد و چه خاضعانه مرد، و چه راحت! و خدا را شاهد می گیرم که آدم به این نوع  رفتن حسادت می کنه! و درود به شرف مردم کازرون که هیچ وقت در غم و غصه و ناراحتی، خویشاوندان و دوستان و هم کاران و همسایگان و هم شهریان خودشون را تنها نمی ذارن!

سید عنایت اله مثل همه ی انسان هایی که به دنیا می یان و بزرگ می شن و می میرن از دنیا رفت، و همه ی ما هم سر وقت خودش و سر وعده ی خداوند که یک لحظه پیش و پس نخواهد شد این زندگی فانی را ترک می کنیم و پیش خدا می ریم اما اون چیزی که مهمه نام نیکی هست که از ما باقی می مونه! یعنی رفتار و کردار ما در دنیاست که توشه ی آخرت مون می شه و این سید توی دل مردم جا داشت و خوب زندگی کرده بود که می تونه برای ما درس باشه! چون اون مرحوم به کسی بد نکرده بود و بی آزار بود؛ مردم به این خانواده ارادت دارن چون به پیامبر (ص) که اولین سید عالم هستی ست عشق می ورزن! و این خانواده ی با اصالت  مثل خیلی از خانواده های خوب و سرشناس شهرستان مردم را دوست داشتن و به همین دلیل خیلی از بزرگان و سرشناسان و فرهیختگان شهرستان از سرتاسر ایران به مراسم تشییع چنازه ی این سید بزرگوار اومده بودن، اول از همه به احترام جدش و بعد به احترام خودش و خانوادش و به احترام فرزندش! و مهمتر به احترام شغلش که معلمی بود! که چه قدر این معلم ها و آموزگاران و آموزش و پرورشی ها جایگاه خوبی بین مردم دارن! بیایید تا مردم دار باشیم و مهربان و متواضع، باقی بقای عمرتان، التماس دعا! خلاص!!