خاکسار
به نام خدا
خاکسار
من اعتقاد دارم که اگه آدم حق شناس نباشه یه چیزی کم داره، یعنی یه جاییش می لنگه، یعنی یه جورایی وجدانش خواب رفته!
و بر عکس وقتی که انسان حق شناس باشه و قدر دان، معلومه که همه چیز سر جای خودشه، یعنی می تونه یه انسان کامل باشه و به عبارتی دیگه وجدانش بیداره!
خیلی از ما از دوستان خودمون یا از همسایه یا از خویشاوندان یه انتظاراتی داریم که توی دل مون دل مون می خواد انجام بشه و گاهی اوقات حتی چنان پیش می ریم که فکر می کنیم اون انتظاری که داریم حق ماست و اون کار هم وظیفه ی اون کسانیه که اسم بردم و البته این جا پدر و مادر و خواهر و برادر یه جورایی تفاوت دارن چون ممکنه برای اونا انجام اون کار وظیفه باشه اما برای دیگر دوستان و همسایگان و خویشاوندان این جوری نیست!
به هر صورت همین انتظار باعث می شه که خودمون را ذی حق بدونیم یعنی با خودمون می گیم فلانی که اون کار را برای ما انجام داد وظیفه اش بود!
حالا کار ندارم که اگه انجام نداد می گیم که فلانی آدم بدیه یا چرا کار ما را انجام نداد یا حرفای دیگه!
فعلاً منظورم اون کاراییه که بعضی ها برای ما انجام می دن حالا چه سخت باشه و چه آسون مهم نفس کاره که ما باید قدر دان باشیم و حق شناس و از قدیم گفتن که تشکر از مخلوق تشکر از خالقه!
حالا چرا یه عده ای هستن که وقتی یکی براشون یه کاری انجام می ده ...، نه این بحث را جوری دیگه باید عنوان کنم!
من نظرم اینه که وقتی یه نفر برای ما یه کاری انجام می ده باید برای تشکر و قدردانی از اون حتماً ابراز کنیم، یعنی به زبون بیاریم به نحوی که اون فرد یا افرادی که کار خیر انجام می دن یا یه سنگی از پیش پای کسی بر می دارن یا یه کاری را برای کسی انجام می دن یا گره ای از کار یکی باز می کنن یا مشکلی کسی را حل می کنن بعد از این هم ترغیب بشن که این کارها را انجام بدن و این ممکن نیست مگر این که ما که کارمون انجام شده از اون فرد تشکر کنیم و به زبون بیاریم و طوری این محبت را بازگو کنیم که اون فرد از کاری که انجام داده خوشحال باشه و شاد بشه!
باید به هر نحوی که می شه و حتی برای چند بار اظهار ممنونیت کنیم و حتی در پیش دیگرون و در جمعی که اون فرد مهربون هم حضور داره با صدای بلند بگیم و برای این که کارمون را انجام داده ازش تشکر کنیم چون این فرهنگ می تونه بسیار سازنده و مورد توجه قرار بگیره!
حیف نیست که یکی یه کاری را برای ما انجام بده بعد ما خیلی بی تفاوت از کنار این لطف و محبت اون شخص بگذریم و به حساب این بذاریم که زرنگی خودمون بوده یا قدرت خودمون بوده یا وظیفه ی طرف بوده یا طرف از ما حساب می بره و باید اون کار را انجام می داده و این حرفا که فکر می کنم دور از انصافه!
من نظرم اینه که حتی کاری که وظیفه ی طرفه و باید برای ما انجام بده مثلاً فلان شخص در فلان اداره کارش اینه که کار ما را راه بندازه و نامه ی ما را بنویسه و دست مون بده باز هم باید از این شخص تشکر کنیم و باید با قدردانی خستگی را از تن اون کارمند یا رئیس بیرون ببریم و صد البته باید اون فرد هم متوجه باشه که وظیفه اش را انجام داده و نیازی هم به تشکر نبوده و نباید منتظر تقدیر باشه اما همین که ازش تشکر شده با روحیه ای مضاعف به کارش می رسه و انرژی می گیره!
چه قدر خوب می شه که ما انسان ها در ارتباطی که با هم داریم فرهنگ تقدیر و تشکر را فراموش نکنیم و وقتی یه نفر برای ما یه کاری انجام می ده بهش بفهمونیم که ممنونش شدیم و لطفش را فراموش نمی کنیم و عمل خیر یا محبتش در چشم مون هست و اگه دست مون می یاد یا حضوری یا تلفنی و یا به وسیله ی نامه و حتی توی روزنامه ازش تشکر کنیم و چه قدر زیبا می شه که مردم برای این کارها از هم دیگه تشکر کنن البته یادمون باشه که این کار با چاپلوسی زمین تا آسمون فرق داره!
همه ی این رجزها را خوندم تا از یه آدم خوب و یه مدیر مهربون و یه رئیس موفق و یه دوست با ارزش و یه انسان به تمام معنا به این وسیله یه تشکر جانانه ای داشته باشم تا بدونه که چه قدر آدم با اخلاق و مردم داریه و بدونه که چه قدر آدم با شخصیت و فروتن و خاکیه! شاید به همین دلیله که فامیلش خاکساره!
درست حدس زدین منظورم آقای عزیز اله خاکسار رئیس محترم هلال احمر کازرونه که خیلی آقاست و اگه انسان خوبی های یکی مثل ایشون را به زبون نیاره و از مهربونیش و شخصیتش و اخلاق خوبش نگه و از زحماتی که برای بنده و برای هندبال کازرون کشیده چیزی نگه مطمئناً جفا کرده!
آقای خاکسار، ریاست محترم جمعیت هلال احمر شهرستان کازرون دوستت داریم و امیدواریم که در زندگی سلامت باشی.
خلاص




