به نام خدا

                                                تیلیت نوشابه!!!

می گن برای طرف یا برای تو نوشابه هم باز نمی کنن، حق دارن که می گن!

می گن ساندویچ و نوشابه روی همه!

می گن طرف نون و پپسی می خوره بعد هم یه نوشابه می زنه پشتش تا ببرتش!

 می گن بعد از چلو کباب هیچی جای نوشابه را نمی گیره!

از قدیم گفتن: کلَةُ الاَنار، حلیمَةُ الاَنگور! و ما می گیم: نونَةُ الآش ، کبابَةُ النوشابه!

مدت ها بود که سعادت خریدن نوشابه را نداشتم و این افتخار  نصیبم نشده بود که بتونم در خدمت پیتزا ساندویچی یا سوپر مارکتی یا بقالی سر کوچه باشم و یک شیشه ی نوشابه ی خوش رنگ و خوش طعم را نوش جان کنم تا این که جای شما خالی بعد از سال ها وقفه به دلایل کمبود وقت صبحانه را بیرون از خونه و با شجاعت تمام جیگر خوردم! چون از قدیم الایام گفتن: جگر دار جیگر می خوره و بی جیگر خون جگر!

مدتی نگذشته بود که احساس تشنگی زیادی کردم از بس که هر چه بگندد نمکش می زنند نمک زده بودن به این جگر چنان که  لیوان ها و پارچ ها آب هم چاره ی کار نبود تا این که یه شیشه ی نوشابه ی  کوچول موچولو خریدم و یه ۵۰۰ تومنی له و لورده که دیروز راننده ی تاکسی بهم داده بود از توی جیبم بیرون آوردم تا بدم به فروشنده! ( خُب قربونتون برم چرا از پول تون و پول شون و پول مون خوب نگهداری نمی کنین و روی این کاغذ با ارزش که از صبح تا شب بلا به نسبت شما مثل خر سگ دو می زنیم تا چند قرونش را جمع کنیم شعار می نویسی یا شماره تلفن یادداشت می کنی یا نامه ی فدایت شوم می نویسی و دست کثیفت بهش می زنی یا پاره اش می کنی و چسب وایر بهش می چسبونی و ارزشش را پایین می یاری؟! ) و منتظر موندم که بقیه اش را بهم پس بده که گفت قابل نداره می شه ۷۰۰ تومن، که نزدیک بود پس بیفتم!

خدا ازش نگذره که این قدر نوشابه را گرون کرده! آخه این چه وضع ایه که نوشابه یا نوش آبه این قدر گرون شده؟ باور بفرمایین که دو تا قُلُُپ یا قلوپ یا به قول خومون دو تا قُپ بیشتر توش نیست ولی این قدر گرون شده که به دلت نمی چسبه! 

از شوری ی جگر، جیگرم داشت گُُر می گرفت که با گرونی نوشابه سوختم و با این که توی رو دربایستی افتاده بودم ولی خریدم و مثل زهر هلاهل خوردمش اما از لب و دهن و نای و مری و معده و جگر و لوزلمعده و اندرونم سوخت تا کف پام که آلو گرفت چنان که آتش نشانی هم قادر به اطفای حریق جیگرم نبود.

 

یا نوشابه گرون شده! یا پول ما بی ارزش شده! یا وضع مردم خوب شده و یا همه پول دار شدن که می تونن نوشابه ی به این گرونی را بخرن و بخورن من مدتیه که توی ایران زندگی نکردم یا!

نمی دونم ریاضیات یا حساب و کتاب تون چه قدر خوبه اما یه ماشین حساب یا چرتکه بیارین تا با هم یه حساب و کتابی را داشته باشیم، یه خونواده ی ۴ نفری اگه هر روز بخوان صبحانه و ناهار و شام تیلیت پپسی بخورن، ببخشید برای این که تبلیغات نشه می گیم تیلیت نوشابه! یعنی صبح و ظهر و شب نون را خرد کنن و توی کاسه یا قابلمه بریزن و نوشابه روش بریزن و تیلیت درست کنن، هر کدام از این ۴ نفر یه نوشابه ۷۰۰ تومنی و یه نون ۱۵۰ تومنی سبک وزن  لواش نصف خمیر و نصف سوخته  لازم دارن و برای هر وعده از غذای روزانه که به عبارتی می شه ۸۵۰ تومن و برای سه وعده می شه ۲۵۵۰ تومن که برای ۴ نفر می شه ۱۰۲۰۰ تومن و با حساب این که برای هضم تیلیت و هضم اون نون که ممکنه آدم رودل کنه مجبور به خوردن یک نوشابه برای بعد از غذا می شن، یعنی ۸۴۰۰ تومن برای سه وعده غذا و برای ۴ نفر، که جمعاً می شه ۱۸۶۰۰ تومن و به حسابی برای یک ماه معادل ۵۵۸ هزار تومن که اگه ۶ ماه از سال را ۳۱ روزه محاسبه کنیم یه چیزی معادل ۶هزار تومن اضافه می شه، و با توجه به این که حقوق کارگر را معادل با ۴۵۸ هزار تومن محاسبه کردن و مجلس محترم شورای اسلامی آن را مصوب کرده یه جورایی با هم هم خوانی ندارن و ما پیرمردها می گیم خرج و دخل به هم نمی خوره و شاعر فرموده: بر آن کدخدا زاده باید گریست که دخلش بوَد نوزده و خرج بیست، و با این احتساب و این درآمد، دخل خیلی ها شده -۰- و خرج شون ۲۰ ولی با این نمری خوب  خیلی ها رفوزه می شن یعنی تجدیدی میارن یعنی به نوعی پیش زن و بچه شون شرمنده می شن! این در حالیست که تخم مرغ و پنیر و گوجه فرنگی و پیاز و سیب زمینی و مرغ و ماهی و میگو و گوشت قرمز و هزینه های تحصیل فرزندان چه از مهد کودک و پیش دبستانی و در حین دبستانی و راهنمایی و دبیرستانی و چه پیش دانشگاهی و دانشگاهی و خرج ایاب و ذهاب و خرید کیف و کفش و لباس و مواد شویندگی و پنچر گیری طایر دوچرخه و بنزین موتورسیکلت و تعویض روعن ماشین و خرج کفن و دفن هم نخوایم حساب کنیم و فقط نون و نوشابه جزو خرج ماهانه به حساب بیاد! و کرایه ی خونه هم نداشته باشیم! و قسط وام و بدهی دستی به این و اون و قبض آب و برق و تلفن و گاز هم روی دست شون نباشه! پس نتیجه می گیریم که معلوم می شه  نوشابه خیلی گرون شده!

آهااااای ایهاالناس، نوشابه نخرین! آهااااای مردم شهرستان کازرون به جای نوشابه آب خوش گوار و خوش طعم و خوش مزه و خوش رنگ همین شهرستان را بخورید که هزار مرتبه بهتر از نوشابه خوردنه! یعنی نوشابه نخورین یعنی پول بابت این سم مهلک که بلای جان شماست و قند خون تان را تا عرش آسمان بالا می بره و مغزتان را پوک می کنه! ببخشید مغز استخوان تان را پوک می کنه که تا قعر زمین به زمین گرم می خورین و دیگه بلند شدن توی کارتان نیست نخورین! چون به مخارج تون هم نمی خوره و به جای نوشابه چیز دیگه ای بگیرن و بخرین و بخورین تا هزینه های زندگی تون بالا نره!

نتیجه: به این منوال ما از جرگه ی نوشابه خران و نوشابه خوران و نوشابه بُران و نوشابه بَران و نوشابه بازکنان و نوشابه ریزان بیرون اومدیم یعنی دست مون به دهن مون نمی رسه یا شاید به فکر سلامتی مالی و مادی و معنوی خودمون هستیم؛ یعنی قدرت مون به نوشابه نمی رسه! یعنی از قدیم الایام گفتن: نون جو گوش خُو! و از این بنده ی حقیر به شما سروران عزیز نصیحت، شما که از راه های دور و نزدیک برای تشریک مساعی اومدین و شما که وضع مالی و قدرت اجتماعی و مال و مکنت دارین نه برای خودتون و نه برای دیگرون نوشابه باز نکنین و از جایی ساندویچ بخرین و بخورین که شرط ساندویچ و نوشابه روی هم را براتون نذارن! و به دیواری تکیه بزنین که احتمال خراب شدنش نباشه یا کم باشه! و حالا که می خواین نوشابه بخورین حداقل با کسی بخورین که باهاتون هم غذا بوده! و روی دیوار کسی تبلیغات نوشابه را بنویسین که پاکش نکنه! و این مایع که از مصادیق مایه ی حیات به شمار می رود و خواه ناخواه برای ادامه ی زندگی به آن نیاز پیدا می کنین را زمانی باز کنین که قدرت خوردنش  را داشته باشین! یعنی گازش توی دماغ تون نپیچه! خلاص!!