به نام خدا

                                                عزل و نصب!

آهای ی ی ی، با شما هستم که فکر کی کنین تا قیام والقیامت باید رئیس باشین و وقتی که می خوان عوض تون کنن به این در و اون در می زنین، همه ی شهر و خبر می کنین و دنیا را به هم می ریزین تا این اتفاق میمون و مبارک رخ نده.

خب عزیز دلم، فداتون بشم، قربون تون برم حتما یه ایرادی داری و دارین که می خوان عوض تون کنن و حتما چند تا شاکی خصوصی و عمومی و ارباب رجوعی و همکارانه دارین که می خوان اون سمتی که دو دستی بهش چسبیدین را ازتون بگیرنش!

والله قسم این راه و رسمش نیست! و این حرکات و سکنات و رفتار و کردار در خور شان جناب عالی و جناب عالیان نیست که این ور و اون ور بشینین و به این و اون زنگ بزنین و واسطه پیدا کنین تا شما را سر جاتون ابقاتون کنن!

دنیا که به آخر نرسیده! اگه راست می گی و راست می گین و فکر و ذکر و هوش و گوش تون برای اینه که به مردم و شهرستان خدمت کنین توی هر سمت و پست و مقامی می تونین این کار را انجام بدین پس چرا هی این و اون را به زحمت می ندازین و هی شایعه درست می کنین و دست به دامان یه عده می شین و خودتون را سبک می کنین تا براتون تماس بگیرن و شما را نگه ِ تون بدارن تا خدای نکرده از پشت میزتون نیافتین و کسی بهتون نخنده یا به قول خودتون آبروتون پیش دوست و دشمن و قوم و خویش و غریب و آشنا و در و همسایه نره!

مگه دزدی کردین؟ یا از خونه ی مردم بالا رفتین؟ یا مال مردم خوردین؟ یا اختلاس کردین؟ یا توی اداره ی مربوطه تون زد و بند داشتین؟! یا با ارباب رجوع بد رفتاری کردین؟ یا باند بازی راه انداختین؟! یا توی انتخابات دو رو و دو رنگی درآوردین که آبروتون بره؟! و مگه یادتون رفته که مولا علی ع گفته اگه میز ماندنی بود به من و تو نمی رسید!؟

خب یه کم دندون روی جیگر بذارین جیگر! جیگرا!

یه کم صبر کنین تا دنیا طبق روال عادی خودش جلو بره و چرخ گردون بدون دخالت شما بچرخه، دنیا را چه دیدین شاید از این قسمت که به یه قسمت دیگه منتقل شدین اون جا براتون خیلی خوب بشه و حالشو ببرین!

این عزل و نصب ها از زمان هابیل و قابیل بوده تا الان، و خواهد بود تا پایان عالم، و گهی پشت به زین و گهی ... شما بگو! ها باریک الله! شما که بقیه ی این ضرب المثل قدیمی را خب بلدی پس چرا می خوای جلو نظام طبیعت و خلقت خداوندی و لوح ازلی صف علم کنین؟!

این عزل و نصب ها اگه بحث شایسته سالاری توش باشه بیشتر اوقات به نفع شهرستانه و به نفع مردم و ناگزیر باید انجام بشه تا یه تحولی توی اون اداره یا ارگان یا موسسه یا سازمان اتفاق بیافته و به سمت تلاش و پویایی پیش بره! پس به دلایلی که گفته شد و هم به دلیل تغییرات سیاسی و انتخاباتی که همیشه توی کشور بوده یه عده باید بیان و یه عده برن!

منم که یه آدم عاطل و باطل و بی کار و بی عار هستم و فقط هنرم اینه که قلم به دست بگیرم و دو تا مطلب آبکی بنویسم هم یه روز توی اون هفته نامه بهم یه ستون می دن برای نوشتن و یه روز دیگه نمی دن! خب دل شون می خواد این که دیگه بحث و دعوا نداره و تا دلت بخواد ستون برای نوشتن هست و چه بهتر که آدم روی یه ستونی یادگاری بنویسه که ماندگار باشه یعنی مهم اینه که نوشته ها خوب باشه والا روی هر ستونی که بنویسی بالاخره چند تا خواننده و مخاطب خاص خودش داره و شما هم الان در این سمت بهت احتیاج ندارن! حالا یا یکی بهتر از تو پیدا کردن، یا از قیافه ی تو خوش شون نمی یاد، یا زور دست شونه! یا صلاح می دونن، و یا ...! مهم اینه که اون جایی را که تو را می فرستن با دل و جون کار کنی و نشون بدی که برات فرقی نداره که رئیس باشی یا معاون و کارمند باشی یا مستخدم و مهم اینه که در این نظام به مردم خدمت کنی تا نون حلال بخوری والا این قدر آدما بودن که اومدن و رفتن و این قدر به خاطر مسایل کاری و یا سیاسی افراد عوض و جدل شدن که نگو و نپرس! اما اونایی شب ها راحت و بدون دغد غه ی خاطر می خوابن که به پست و مقام و منصب دل نبستن و هر وقت بهشون گفتن از این جا برو خیلی راحت اون میز و صندلی را دو دستی تقدیم می کنن و کفش و لباس شون را بر می دارن و آزاد و رها و بدون دغدغه ی خاطر می رن دنبال روزی شون توی یه قسمت دیگه، اینی که براتون می گم نمونه اش داشتیما، توی همین شهر خودمون!

اما سعه ی صدر داشتن خیلی خوبه و این که اصلاً برات یا براتون مهم نباشه که می خوان سمت تون را ازتون بگیرن چون اگه توی این فکر رفتی زندگی بهت حروم می شه و زن و بچه و قوم و خویش و دوست و همکارت هم عذاب می کشن پس بی خیال شو یا بی خیال باش و بذار تا هر چی که خیر هست همون اتفاق بیافته و این قدر دست به دامن این و اون نشو تا عوضت نکنن! آره عزیز دل برادر! خلاص!!